فیسبوک؛ شبکه خبرچینهای برانداز
سازمانی پانصد میلیونی را در نظر بگیرید که همه اعضای آن جاسوس هستند. مطمئنا سازمانهای جاسوسی نظیر سیا، موساد، KGB (سازمان اطلاعات روسیه)، MI6 (سازمان اطلاعات انگلیس) و سایر سازمانهای جاسوسی به گرد پایش هم نخواهند رسید. از دید مسئولان جمهوری اسلامی، شبکه اجتماعی فیسبوک چنین سازمانی است. سازمانی با پانصد میلیون کاربر که برای دستگاههای امنیتی غرب خبرچینی میکند و زمینهساز انقلاب و براندازی است.
طبیعی است که هر حکومتی اعضای سازمانهای جاسوسی را سرکوب کند. جمهوری اسلامیهم میخواهد دقیقا همین کار را بکند. آنها فیسبوک را فیلتر کردهاند و برای کاربرانش خط و نشان میکشند. حق با آنهاست. چون کاربران فیسبوک واقعا خبرچین هستند. آنها هر روز انبوهی از خبرها را کنار هم میچینند و در یک رابطه تعاملی به قضاوت درباره رویدادها میپردازند. آیا این کار اقدامی براندازانه نیست؟ در نگاه جمهوری اسلامی مطمئنا معنایی جز براندازی ندارد.
براندازان خطرناک
واژه دستمالی شده «براندازی» همچنان یکی از پرطرفدارترین و پرکاربردترین واژهها در ادبیات سیاسی و رسانه ای حکومت ایران است. متهم کردن مخالفان به تلاش برای براندازی ریشه در سنتی سی ساله دارد که گذشت زمان تنها فرم آن را تغییر داده است. در سالهای نخست پیروزی انقلاب، گروههای مسلح مخالف حکومت متهم به براندازی شدند. به فاصلهای اندک، برخی گروههای ملیگرا و ملی- مذهبی با اتهام براندازی از صحنه بیرون رفتند. دست آخر نوبت به اصلاحطلبان چپ رسید و مدتی است که اصطلاحی جدید یعنی «براندازی نرم» از سوی نهادهای امنیتی ایران ابداع شده تا آنها را هم از عرصه سیاسی به بیرون براند.
“فیسبوک هیولایی است که یک دستش را قطع میکنند، ده دست تازه در میآورد. فیلترش میکنند، فیلترشکنهای خاص برایش درست میشود. کاربرانش را تهدید به مجازات میکنند، سیل کاربران تازه به آن سرازیر میشوند”
شبکههای ماهوارهای و وبسایتهای اینرنتی، متهمان ردیف اول این نوع از براندازی هستند. حکومت برای مهار کردن این متهمان همه ابزارهای خود را به خدمت گرفته است. با هزینهای هنگفت روی شبکههای ماهوارهای اپوزسیون پارازیت فرستاده، با هزینههایی هنگفتتر تجهیزات فیلترینگ هوشمند شبکههای اینترنتی را به خدمت گرفته و علاوه بر این امکاناتی را برای شنود مکالمات و ردیابی فعالیت کاربران اینترنت خریداری کرده است. اما این متهمان تازه، نه تنها به حاشیه نمیروند که روز به روز قدرتمندتر میشوند. در نگاه جمهوری اسلامی، فیسبوک یکی از ابزارهای خطرناک برای این نوع از براندازی است.
هیولای هزار دست
فیسبوک هیولایی است که یک دستش را قطع میکنند، ده دست تازه در میآورد. فیلترش میکنند، فیلترشکنهای خاص برایش درست میشود. کاربرانش را تهدید به مجازات میکنند، سیل کاربران تازه به آن سرازیر میشوند و خلاصه هر چه حکومت بر طبل تهدید و ارعاب میکوبد و فریاد میزند که فیسبوکیها جاسوس و عامل اجنبی و خبرچین هستند، به گوش جماعت دست به کیبُرد نمیرود که نمیرود. اتفاقا این حرفها میشود سوژه سرگرمی اهالی فیسبوک و چه استتوسها و کامنتهایی که درباره این ادعاها نوشته نمیشود.
اما حکومت هم دستبردار نیست. سال گذشته در بزنگاه دادگاههای دسته جمعی اصلاحطلبان بود که ماموران امنیتی به خیال خود برگ آس را رو کردند. در جایی از کیفرخواست متهمان این دادگاه، ادعا شده بود که «کشورهای غربی علاوه بر فعالیت در حوزه شبکههای تلویزیونی، در عرصه اینترنت نیز سرویسهایی را به اغتشاشگران ارائه دادند.» همانجا آمده بود «فعال کردن شرکت امریکایی فیسبوک در راستای تسهیل ارتباطات میان کاربران ایرانی و سایر کشورها» بوده و «این شرکت در مقطع اغتشاشات نسخه آزمایشی فارسی خود را ارائه کرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده کنند.»
“رقم ۵ هزار میلیارد ریالی «مقابله با جنگ نرم» که در بودجه سال ۱۳۸۹ تصویب شد معنایش این بود که قرار است حکومت همچنان شلاقش را در هوا بچرخاند و با باد مبارزه کند. مقابله با فیسبوک بخشی از این پروژه بود”
چند روز بعد نمایش اعترافات محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب، از تلویزیون پخش شد که در بخشی از آن میگفت: «… آوردن مردم به خیابان، تعیین مسیر، آوردن تجهیزات و گزارش لحظه به لحظه رخدادها توسط فیسبوک تماما مواردی بود که قبل از انتخابات (اصلاح طلبان) آن را پیگیری میکردند و میخواستند این اعتراضات را به یک نهضت تبدیل کنند.» شنیدن این عبارات از زبان ابطحی در نوع خود تاملبرانگیز بود. او پیش از انتخابات وبلاگی پر طرفدار داشت که گاهی حاشیههای خبرساز از اتفاقهای درون حکومت یا تحولات جریان اصلاح طلب را فاش میساخت.
اعتراف گرفتن از چنین شخصی درباره تاثیر شبکههای اجتماعی اینترنتی بر ناآرامیهای پس از انتخابات نیت اعتراف گیران را به خوبی برملا میکرد. هدف آنها این بود که اینترنت را خطری بالفعل برای حیات جمهوری اسلامیمعرفی کنند. خطری که با تاسیس شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک فراگیرتر شده و سرمایه گذاریهای سرسام آور برای تسلط حکومت بر منابع خبری را بیثمر کرده است.
دشمنان پنهان سانسور
رقم ۵ هزار میلیارد ریالی «مقابله با جنگ نرم» که در بودجه سال ۱۳۸۹ تصویب شد معنایش این بود که قرار است حکومت همچنان شلاقش را در هوا بچرخاند و با باد مبارزه کند. مقابله با فیسبوک بخشی از این پروژه بود. انبوهی از پایگاههای اینترنتی با عنوانهایی شبیه به هم شکل گرفتند و شروع به نوشتن درباره مضرات شبکههای اجتماعی اینرنتی کردند. سایتهایی که معجونی از داستانهای مختلف را درباره شبکههای اجتماعی به خورد مخاطب داده و از همه چیز میگویند. از اینکه چنین شبکههایی عامل ترویج فساد و طلاق و انحرافهای اخلاقی هستند گرفته تا اینکه این شبکهها عامل براندازی و آشوباند.
در گزارشهای این سایتها معمولا به منابع مجعولی استناد شده یا از رسانههای نامعتبری بهره برده میشود که گفتههایشان ارزش و اعتباری ندارد. این شلاقی است که هنوز هم بی وقفه در هوا میچرخد و با هر ضربه بیثمر، بر ترس نهادهای امنیتی اضافه میکند. مستندی که به تازگی در شبکه اول تلویزیون جمهوری اسلامی درباره دستهای پشت پرده فیسبوک پخش شده، این ترس را به خوبی بازتاب میدهد.
در این مستند از بنیانگذار فیسبوک به عنوان یهودیزادهای نام برده میشود که یکی از پنجاه شخصیت سرشناس منکر خداوند است و فیسبوک را با پشتیبانی دولت اسراییل راه اندازی کرده تا «افراد را برای عملیاتهای ویژه در سازمانهای جاسوسی غرب» شناسایی کند. پس از این ادعاها، تصاویر دو مرد روی صفحه ظاهر میشود که میگویند از طریق فیسبوک در حال جاسوسی برای سازمانهای اطلاعاتی هستند.
در پایان گفتههای این دو نفر مستند به مقصد اصلی خود میرسد. کلیدواژه اصلی جایی است که گوینده عنوان میکند: «در جریان انتخابات و حوادث بعد از آن، ایران شاهد هجمه تبلیغاتی شدیدی بود که توسط فیسبوک صورت گرفت.» این عبارت زمانی تکمیل میشود که روی پسزمینهای از لوگوی فیسبوک، جمله «اینان دشمنان پنهاناند» با صدایی هشداردهنده به گوش مخاطب میرسد. هدف این است که مخاطب بترسد، یا لااقل کمی نسبت به اهداف و کارکرد فیسبوک بدبین شود؛ اما چنین نمیشود.
برعکس، لینک این مستند در یوتیوب، ساعتی پس از پخش از صدا و سیما، روی صفحات فیسبوک بسیاری از کاربران ایرانی به اشتراک گذاشته میشود و کامنتهای کاربران پای این لینک نیز نشان میدهد که تفکر امنیتی و رسانهای جمهوری اسلامی تا چه حد برای اعضای شبکههای اجتماعی سرگرم کننده، تمسخر آمیز و در کل اسباب تفریح است. با این حال رسانههای حکومتی مطمئنا باز هم از این نوع مستندها پخش خواهند کرد. باز پای «صهیونیسم جهانی» و «سرویسهای جاسوسی» را به میان میکشند و کاربران شبکههای اجتماعی را «فریب خورده» و «عامل دستگاههای امنیتی غرب» معرفی میکنند. آنها راه دیگری برای خود نمیشناسند.
تا امروز تمام گروهها و احزاب منتقد با این حربهها به حاشیه رانده شدهاند و شبکههای اجتماعی اینترنتی هم ظاهرا از این قاعده مستثنی نیستند. استثتا در جایی دیگر است. هر چه رسانهها و نهادهای امنیتی حکومت از این شبکهها چهرهای مخوف و مافیاییتر نشان میدهند، علاقه و توجه عمومی به آنها بیشتر میشود. در حال حاضر بسیاری از کارکنان صدا و سیما و سایر نهادهای رسانهای حکومت، برای خود در فیسبوک صفحهای ایجاد کردهاند و حتی بعید نیست آن آقایی که گوینده مستند صدا و سیما درباره فیسبوک است خود عضو این شبکه اجتماعی باشد و در آن خبرچینی کند. خبرها را دور از سانسورهای رسمی کنار هم بچیند و نتیجه خودش را بگیرد. این احتمال دور از ذهنی نیست.
Saturday, October 30, 2010
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment